شب شب است ای شب توامشب روزباش
با من دلخسته ی پر سوز باش
همنشین! ای شب! مراآغوش کن
مویه های ساکتم را گوش کن
آسمان امشب تو هم مستی مگر؟
روزن خورشید را بستی مگر؟
جیر جیرک ها! کمی آرامتر
گرگرفته آدمی آرامتر
ای عروسیتان عزا!اینجا کسیست
این که می موید اسیرناکسیست
این که می موید پریشان خاطری است
شوکران خورده دلی ,ناکا فری است
این که می موید منم بی تاب و تب
قصه ای پرغصه دراین وقت شب
بهتر است ای شب! که همرازم شوی
غرق آهنگم اگر سازم شوی
وقت گفتن سخت می گیرد دلم
مثل هرشب درد می گیرد دلم
درد می گیرد بگوید : سال ها
این دل ناخوش پی آرام ورها
آسمانی داشت آبی تر ز آب
طفلکان چشم هایش مست خواب
از دروغ و حیله خیلی دور بود
مثل کودک با صداقت جور بود
جز هوای درس گفتاری نداشت
با غم وبا سوزدل کاری نداشت
نابهنگام آمدی , رفتی و باز
آمدی من مُردم و دل پر گداز
های! از چه شعله درجانم زدی
گرز بر طفلان چشمانم زدی
برکه ی آرامشم برهم زدی
برحواس وهوش سنگ غم زدی
از وفا گفتی به چشمان ترم
گل سر گل کرد شاخ باورم
ابتدا با شور شیرین آمدی
با نسیم بوی نسرین آمدی
آمدی تا هستی ام حلاج وار
توبه توازهم فروپاشی به دار
تا که از تو مهربانی یافتم
شور و شیدای جوانی یافتم
حرف تازه شد برایم ،زندگی
سبزه شد درزیر پایم،زندگی
عشق رابا زیروبم آموختم
«خام بودم پخته گشتم سوختم»
ذره ذره ،کیمیات انگاشتم
تخم باوردردل خودکاشتم
تا چراغ روشن منزل شوی
همچو یو سفم عزیز دل شوی
عمر خود در زیر پات انداختم
خویش را قربانی تو ساختم
جز برای توهوس جانی ندشت
خانه ی دل جزتومهمانی نداشت
خنده ام با خنده ات آمیخته
ای مرا بر گیسوان آویخته
خوشه خوشه ازتویک خرمن شدم
با خیال خام آبستن شدم
ای وداع چشمهایت ماندنی
پیچ و تاب دست هایت ماندنی
چشم های خنده آلودت کجاست؟
انتخاب روزموعودت کجاست ؟
ای فدای آن همه نازت! چه شد؟
ای فدای سحرواعجازت! چه شد؟
دل که هیچی گر گرفته، گورسگ!
تن چوخاک آبرُفته، گورسگ!
طاقت وصبروقرارازدست رفت
عمرزیباروزگارازدست رفت
من ندانستم که این زنجیر بود
دام مکر وحیله و تزویر بود
ای مسلمان این مسلمانی نبود
عشق بازی آن چه می دانی نبود
عشق بازی کاربازی نیست نیست
جای مکروصحنه سازی نیست نیست
عشق بازی وسعت یکرنگی است
سینه ای سرشارشوخ وشنگی است
می شود آیا خطا کاری کنی؟
چون توبنشینی دل آزاری کنی؟
می شود مانند نیلوفربه شوق
گردن هرشاخه آویزی چوطوق
آه ! من این گونه آدم نیستم
من بجزازنسل شبنم نیستم
ای فدای عهد و پیمانت برو !
خوب کردی سر به قربانت برو !
تو برو تامن وفا یادت دهم
دلربایی یاد استادت دهم
تو برو عشق تو پیشم ماندنی است
قصه ی عشق تو فردا خواندنی است
من کی ام ؟ وامانده خاکسترزعشق
آسمانی تا رو بی اختر زعشق
طفل نالان پدر گم کرده ای
مرغ کور همسفر گم کرده ای
ای محبت ننگ بر آیین تو
این چه افسونی است در شیرین تو
مرداد 75
