تبليغاتX
چکامه های نامیرا

چکامه های نامیرا

مجموعه ی دست نوشته های ادبی

بلوط

 

 بلوط در فرهنگ ما لرها واژه مقدسی است پرچین کپرهامان ،تیرسقف  کومه هامان،سایه کولامان ،آتش اجاقمان و چراغ شبهای درازمان از برگ و چوب درخت بلوط تهیه می شد و در بحران های قحطی نان گندم و جُو کلوا  نان تیره ی بلوط آخرین پناهگاه شیران گرسنه بود که پنجه در پنجه مرگ  می زدند.

  به همین منظور شعر بلوط را به همه ی بلوطیان به ویژه زاگرس نشینان تقدیم می کنم .

 بلوط

آرام و ایستاده و سر پر صدا بلوط

همقصه با قبیله ی خونگرم ما بلوط

 

تاریخی از حماسه و غوغایی از سکوت

این پیر با طراوت بی ادعا بلوط

 

تندیسی از نجابت مردان ستره پوش

اسطوره ی سخاوت آیینه ها بلوط

 

زخمی ترین سروده ی عصر غروب ایل

این سرگشاده نامه ی پر ماجرا بلوط

 

یاد آور غرور پسندیده ی تفنگ

این جاده ی تخیل بی انتها بلوط

 

خاکسری زهیبت کوچ عشیره ها

وامانده با مصیبتی ازانزوا بلوط

 

از شور «دایه دایه» و«برنو» سخن بگو !

ای شاعر حماسی اجداد ما بلوط!

 

از ایل ،از سواره از قیقاچ نهیمان*

از آن همه غرور تواضع نما بلوط!

 

از دستمال و توشه و از بوی نان سرد

از گیوه های پاره ای درد آشنا بلوط!

 

درمانده ی همیشه ی این تازیانه من

وامانده با سلاسل این دردها بلوط

 

...........................................................

* نِهیمان: نام اسب مشهوری در شهرستان الشتر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 19:3  توسط علی گودرزیان  |