بی هنارس
مي لولم ازروياي خودشب تاسحرگاه
دراوج پيري بازهم افتادم ازراه
اي ماه باران پيرهن انگارامشب
بيكس ترين سياره ام دراين گذرگاه
دوش آسمان تاريك ومن خوابيدم وصبح
ديدم كه بعدازمردنم گل كردي اي ماه
شوريدگي هاي مرابالحن ديگر
باران كن اي همسايه ي من گاه بي گاه
دراين عميق بي كسي مي سوزم ازدرد
غم مويه هايم راببرتااوج اي آه!
پابست چاهم، چاه آدمسوزپر بيم
دوزخ نمي خوابد شب ازكابوس اين چاه
من بيقراروخسته ازاين "بي هنارس"۱
آياكسي مي پلكدازآغوش اين راه!؟
۱- "هنارس" در لهجه لکی بر وزن "صدارت" به معنی "فریاد رس" است
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 19:34  توسط علی گودرزیان
|
