پیراهن تهمت
خلقي به نرخ آدمي نان مي فروشند
جمعي براي لقمه اي جان مي فروشند
با چشم خود ديدم كه دربازارتزوير
برخي "والضالين" قرآن مي فروشند
دركوچه هاي شهر مامنزل به منزل
افسانه مي گريندو ايمان مي فروشند
بوزينگان دلخوش از مرداب مفهوم
تصوير نازيباي انسان مي فروشند
يوسف ترين گرگيم و قوم نابرادر
پيراهن تهمت به كنعان مي فروشند
موسي نمرده ست و هنوز اين ناشكيبان
گوساله را با نام فرمان مي فروشند
پيران كوته ريش دنيا محور اينجا
"الحمد"مي سازندوعرفان مي فروشند
كافرشو!اي شيخ اجل تا فرصتي هست!
اينجا مسلمانانه زندان مي فرشند!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:46  توسط علی گودرزیان
|